|
|
تیکه های جدید به دختر ها
از دختری که بدت اومده: انشاالله مثل زهره سی دیت بیاد بیرون
به دختر چادری: بعضی ها پول ندارند توی چادر زندگی میکنند باز هم به دختر چادری :بهشون بگویید راست میگن چادریها کچل هستند چادر سر میکنند به دختر عینکی :بگوییدشما اگر عینکت را برداری سیاه وسفید میبینی به دختر خوش هیکل:بگویید بابای شما بنا بوده که هیکل به این قشنگی را برات درست کرده به یک دختر معمولی : میتونم شماره کفشت رو بردارم یه زنگ بزنم به یه دختری که دماغش دراز است: بگویید دماغت رو بده بانک بهره اش رو بگیر نوشته شده توسط عليرضا | موضوع: | لينک ثابت |مدلهای مختلف لباس عروس جریان خواستگاری (خنده دار) سر جلسه خواستگاري... بعد از نيم ساعت سكوت! مادر داماد: ببخشين، كبريت دارين؟ خانواده عروس: كبريت؟! كبريت براي چي؟! مادر داماد: والا پسرم مي خواست سيگار بكشه... خانواده عروس: پس داماد سيگاريه...؟! مادر داماد: سيگاري كه نه... والا مشروب خورده، بعد از مشروب سيگار ميچسبه... خانواده عروس: پس الكلي هم هست...؟! مادر داماد: الكلي كه نه... والا قمار بازي كرد، باخت! ما هم مشروب داديم بهش كه يادش بره... خانواده عروس: پس قمارم بازي ميكنه...؟! مادر داماد: آره... دوستاش توي زندان بهش ياد دادن... خانواده عروس: پس زندانم بوده...؟! مادر داماد: زندان كه نه... والا معتاد بوده، گرفتنش يه كمي بازداشتش كردن... خانواده عروس: پس معتادم بوده...؟! مادر داماد: آره... معتاد بود، بعد زنش لوش داد... خانواده عروس: زنش؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!! ..... نتيجه اخلاقي: هميشه موقع خواستگاري رفتن كبريت همراهتون داشته باشين! خوب گوش کن پدر در حال رد شدن از کنار اتاق خواب پسرش بود، با تعجب ديد که تخت خواب کاملاً مرتب و همه چيز جمع و جور شده. يک پاکت هم به روي بالش گذاشته شده و روش نوشته بود «پدر». با بدترين پيش داوري هاي ذهني پاکت رو باز کرد و با دستان لرزان نامه رو خوند : نوشته شده توسط عليرضا | موضوع: نامه ای به پدر | لينک ثابت | عاشق شدی ببین
به چشمانت بیاموز که هرکس ارزش دیدن ندارد.
======================================= روزی که تورا از دست دادم حس کردم فقیر ترین کس هستم خواستم اشکی بریزم ولی افسوس برای به دست آوردن همه آنان را ازدست داده بودم -------------------------------------------------------------------------------يک نصيحت: مواظب خودت باش! يک خواهش: اصلاً عوض نشو! يک آرزو: فراموشم نکن! يک دروغ: تورو دوست ندارم!!، يک حقيقت: دلم برات تنگ شده! .............................................................................................. همه ادم ها یک بار مي ميرند . ولي من دو بار مي ميرم : يه بار موقعي كه تو رو از دست بدم و يه بار هم موقعي كه عمرم تمومم بشه ............................................................................................ دوست داشتن مثل ايستادن روي سيمان خيس هرچي بيشتر بموني رفتنت سختتر مي شه و اگر رفتي جاي پاهات براي هميشه مي مونه ............................................................................................ با موبایلت چکار کردی که هر چی زنگ میزنم میگه مشترک مورد نظر در قلب شماست؟ نوشته شده توسط عليرضا | موضوع: چندمورد از حرف های عاشقانه | لينک ثابت |بترس تا یاد نگیری
بزرگترین آرزوی یک پنگوئن میدونی چیه؟ ...
عکس رنگی بگیره ----------------------------------------------------------------------- یه روز میبینند یک ماره غمگین است مپرسند چرا غمگین هستی؟... میگه یک چند سالی بود که عاشق مار همسایه بودم بعد فهمیدم شیلنگه ........................................................................................... يك روز يك تركه ادعاي پيامبري ميكنه ميگن اسم كتابت چيه ميگه كتاب ندارمولي جزوه ميگم بنويسيد ........................................................................................................ به يك بسيجيه ميگن خط موازي چه نوع خطي است ميگه دو خط صافي است كه هرگز به هم نمي رسند مگر به امر مقام معظم رهبري ........................................................................................................ نوشته شده توسط عليرضا | موضوع: | لينک ثابت | |
|